دانشجوي در حال مرگ از گرسنگي
سهشنبه 19 مهر 1384
ديروز يكي از دانشجوهام ازم خواست به خونه ام بياد چون داشت از گشنگي ميمرد. بعد از يك روز طولاني روزه گرفتن بدون خوردن نون يا آب در حال ضعف كردن بود. به آپارتمانم بردمش و، حدوداً ساعت 6 بعدازظهر صداهايي تو تهران طنين افكند كه نشون مي داد وقت افطاره. تلويزيون رو روشن كرديم و رهبر روحاني ايران رو ديديم كه نماز جماعت رو امامت مي كرد. در همين حال دانشجوي منم كلماتي را به فارسي دكلمه مي كرد. به محض اينكه دعاهاش تموم شد پشت سر هم 6 ليوان آب خورد و به صورتي بي ادبانه كه ناشي از تربيتش بود شروع به خوردن كرد.
Martes, 11 de Octubre de 2005
1 Comments:
hi...
umm i reallly wana know why he seemed to be rude since he started eating after drinking water. why?
Post a Comment
<< Home