گفتگو با سفير
چهارشنبه 13 مهر 1384
امروز سفير اسپانيا در ايران دون آنتونيو پرس ارناندز منو به حضور پذيرفت. حدود بيست دقيقه راجع به كارم در دانشگاه و همكاريم با سفارت با هم صحبت كرديم. جدا از تدريس در كلاساي دانشكده، قرارشد در ايجاد و گسترش اولين شعبه موسسه سروانتس در ايران و همچنين روي فرآيند انتخاب چند نفر بورس دولت اسپانيا براي دانشجويان ايراني و يا موارد فرهنگي ديگه اي كه ممكنه به وجود بياد كار كنم.
بعد از اون منو براي شركت در جشني كه سفير در روز اسپانيايي ها (12 اكتبر) برگزار مي كنه دعوت كردن.
يه سري شماره تلفن هم بهم دادن تا در مواقعي كه مشكل پيدا كردم باهاشون تماس بگيرم. مثل مشكلي كه چند روز پيش براي يكي از اتباع اسپانيا اتفاق افتاد و اونطوري كه برام تعريف كردن در يك مهماني خيلي خصوصي شركت كرده بود ولي چون در اون جشن زنان بدون چادر و بطري هاي خالي الكل وجود داشت بهش اتهام رابطه جنسي زده بودن. بطري ها بطري الكل نبودند بلكه بطري هايي بودند كه مادر يكي از ميزبانها براي نگهداري سركه استفاده كرده بود و زنهايي هم كه بهشون اتهام رقصيدن بدون حجاب رو زده بودن هرگز حجابشون رو برنداشته بودن. مشكلي كه پيش اومد اين بود كه اون آدما اون شب رو تو زندان گذروندن و پروازشون رو از دست دادن و مسولان سفارت مجبور شدن بعد از ملاقات با اونا براي آزادي اون دوستان بيگناه ما تلاش كنن.
همينطور برام داستان كسي رو تعريف كردن كه مي خواست براي رفتن به آندورا درخواست ويزاي تجاري بكنه. از اونجايي كه اونجا فرودگاه نداره مسوولان سفارت بهش گفته بودن كه نميشه اونجا بري تا وقتي كه اين موضوع حل بشه اونم گفته بود: "من با كشتي ميرم".
ولي اون چيزي كه خوشم اومد اينه كه از اونجايي كه انگليس رابطه ديپلماتيك با تهران نداره ويزاي سفر به جبل الطارق رو بايد اسپانيا بده (فقط ميشه به پنيون رفت ولي بعد از اون نميشه به انگلستان رفت). پس واضحه كه الان جبل الطارق مال اسپانياست.
Miércoles, 05 de Octubre de 2005
0 Comments:
Post a Comment
<< Home